پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

235

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

از قزوين وقتى شاه در ميدان است ، همه بىحركت در جاى خود مىايستند يا اگر كسى نخواست بماند ، بعد از اين‌كه مرتبهء اول سلام كرد ، پى كار خود مىرود . ولى غالبا همه در محل باقى مىمانند ، زيرا همان‌طور كه گفتم اينجا گردش‌گاه عمومى است . شاه كمتر در يك‌جا مىايستد ، بلكه اسب خود را به اين طرف و آن طرف مىراند . گاه با يك نفر مسافتى را طى مىكند و گاه به نزد ما مىآيد و با هر كس ميل داشته باشد ، حرف مىزند و يا كسى را احضار مىكند . وى غالبا مىخندد و حرف‌هايش توأم با شوخى و مسخره است . در تمام مدت ، گروهى از غلام‌بچگان مخصوص او با تنگ‌هاى شراب و جام‌هاى زرين در اطراف ميدان مىگردند و به مهمانان شاه و سران دولت و كسانى كه مورد علاقه و توجه مخصوص هستند شراب مىدهند . نقاره‌خانه نيز در آن طرف ميدان آهنگ‌هاى جنگى مىزند . شاه بسيارى از آلات موسيقى ترك‌ها و ازبك‌ها را ، كه در جنگ‌ها به غنيمت گرفته است ، مورد استفاده قرار مىدهد و با همين آلات ، آهنگ‌هاى جنگى تركى و ازبكى نيز مىنوازند ؛ در حالى كه سابقا استفاده از اين آلات موسيقى مرسوم نبود . وقتى شاه مايل باشد ، يعنى تقريبا هر شب ، ضمن يك آهنگ خاص نقاره‌خانه ، كسانى كه به بازى چوگان آشنايى دارند وارد ميدان مىشوند . شاه شخصا عده‌اى را براى بازى صدا مىكند و